معرفی کتاب سرنوشت زنان و دختران

اثر آلیس مونرو از انتشارات بوتیمار - مترجم: مریم عروجی-دهه 1970 میلادی

عشق یک زن خوب که یک دختر جوان را در دهه 1940 در روستای انتاریو رشد می دهد. دل اردن در انتهای جاده فلتس در مزرعه پدر فاکس جان خود را از دست می دهد، جایی که ماموران مکرر او، یک دوست خانوادگی کارشناسی فوق العاده ای و برادر کوچکتر او هستند. هنگامی که او شروع به صرف زمان بیشتری در شهر می کند، او توسط زنان احاطه شده است - مادرش، یک زن غریبه و احمقانه که دایره المعارف را به کشاورزان محلی می فروشد. مرز مادرانش، Fern Dogherty شهوت انگیز؛ و بهترین دوستش، نائومی، که با او به سرخوردگی و غرور و ناتوانی نوجوانان میپردازد. از طریق این مربیان ناخواسته و در برخورد خود با رابطه جنسی، تولد و مرگ، دل بررسی می کند که تاریک و روشن از زن بودن است.


خرید کتاب سرنوشت زنان و دختران
جستجوی کتاب سرنوشت زنان و دختران در گودریدز

معرفی کتاب سرنوشت زنان و دختران از نگاه کاربران
آرام، introspective، رصد، و زیبا. داستان های آلیس مونروس شگفت انگیز است، چیزی که من دوست دارم در نوشتن. شخصیت های او، مشاهدات و تنظیمات همه پر از زاویه های مبهم هستند که واضح و قابل پیش بینی نیستند. مونرو اشاره می کند که مردم (و جهان) هر دو خدادادی و بی نهایت پیچیده تر از همتایان داستانی خود هستند. تراژدی واقعی هرگز به عنوان همتای داستانی آن هیجان انگیز نیست. افراد واقعی هر دو باقی می ماند، باقی می ماند خسته کننده، و اغلب انجام کارها کاملا از شخصیت. مونرو برخی از این سرعت و زیبایی را به تصویر می کشد و آن را با تخیل نویسنده خود مقایسه می کند، که هر روز با آن روبرو می شود. در نهایت، حافظه ای وجود دارد که می خواهد همه چیز را پس از ریزش دوباره ضبط کند.

مشاهده لینک اصلی
عنوان: زندگی دختران و زنان Author: Alice MunroISBN: 978-0375707490 صفحات: 288 تاریخ انتشار: 13 فوریه 2001 چاپی: VintageGenre: معاصر FictionRating: 4.5 از خلاصه 5Book: زندگی دختران و زنان یک کتاب بصری، صادقانه، @ autobiographical در فرم اما نه در حقیقت، @ که ثبت نام یک دختر جوان در حال رشد در انتاریو روستایی در سال 1940. دله اردن در پایان فلتس جاده در مزرعه پدر روباه خود، که در آن اوقات فراغت او بیشتر دوستان یک دوست خانوادگی است فوق لیسانس کارشناسی و او برادر کوچکتر جوان هنگامی که او شروع به صرف زمان بیشتری در شهر می کند، او توسط زنان احاطه شده است - مادرش، یک زن عرفانی و احمقانه که دایره المعارف را به کشاورزان محلی می فروشد. پدربزرگش مادر، Fern Dougherty شهوت انگیز؛ و بهترین دوستش، نائومی، با همکاری او از سرخوردگی و غرور جوانی نوجوانان است. از طریق این مربیان ناخواسته و در مواجهه با جنس، تولد و مرگش، دل به دنبال نقاط تاریک و روشن از زنانگی است. او در کنار او یک عاقل و معشوق و ناظر از حقیقت در شهر کوچک شهر است. نتیجه یک نمایش قدرتمند، متحرک و طنز آمیز از آلیس مونروس آگاهی بی نظیر از زندگی دختران و زنان است. افکار من: من برخی از داستان های کوتاه آلیس مونروس را خوانده ام، که به زیبایی نوشته شده، درخشان و شدید اما اغلب خنده دار، به عنوان خوب. من همیشه می خواستم تنها رمان زندگی زنان و دختران را بخوانم، و در نهایت، آن را انجام دادم. من فقط متاسفم که من منتظرش بودم در برخی موارد، این کتاب متناقض با داستان های کوتاه او نیست؛ فصل هایی که تجارب مختلف یک دختر جوان، دل اردن، که در دهه 1940 در جوبلیه، انتاریو رشد می کند، متفاوت نیستند، برخلاف داستان های کوتاه، تمایز آنها دلایل سعی در تشخیص اینکه او چه چیزی است و چه چیزی می خواهد، همانطور که او به یک زن جوان تبدیل می شود. هفت فصل وجود دارد که هر ساله در زندگی دله ثبت می شود. نوشتن Munros زرق و برق دار، فریبنده و به ارمغان می آورد جشن و مردم خود را به زندگی است. مونرو هر فصل را با یک عنوان جذاب، گاه خنده دار و گاه به گاه مرموز، مانندHeirs of Living Body @ وAge of Faith @ که هر کدام مربوط به محتوای فصل است، عنوان کرده است. Flats Road آخرین مکان مادری بود که می خواست زندگی کند. به زودی پاهای خود را به سمت پیاده رو لمس کرد و سرش را بلند کرد و از سایه شهر پس از آفتاب جاده Flats، احساس تسکین، احساس جدیدی از نتایج حاصل از او حاصل شد. چارلی بکل، وقتی که از چیزی فرار کرد، من را به فروشگاه باکلاس فرستاد، اما چارلی بکل، در حالی که در حال رفت و آمد بود، می توانست گوشت را در اتاق پشت خود بکشد. ما می توانستیم او را از طریق صفحه تاریک ببینیم، مانند یک تصویری که تا حدی در یک موزاییک پنهان شده بود و سرهایمان را پایین می انداخت و به سرعت راه می رفت و امیدوار بود که ما را ببیند. مادرم اصلاح کرد وقتی که گفتم ما در جاده Flats زندگی می کردیم؛ او گفت: ما در پایان جاده فلت ها زندگی می کردیم، به شرط اینکه همه تفاوت ها را انجام دادیم. بعدا او پیدا شد که او در جبلی هم تعلق ندارد، اما در حال حاضر آن را امیدوارانه و با لذت بردن از آن نگه داشته و مطمئن شده است که او را متوجه، صدای خوش آمد به خانمهایی که با شگفت انگیز تبدیل شدند، هر چند گرایش دلپذیر، رفتن به فروشگاه کالا خشک و صندلی خود را در یکی از مدفوع کم و خواستن برای کسی لطفا یک لیوان آب پس از آن راه رفتن داغ گرد و خاکی است. در عین حال من بدون خجالتم به دنبال او رفتم، از مزاحمت لذت بردم. مادر من در جاده Flats محبوب نبود. او با مردم در اینجا با صدای بسیار دوستانه ای که در شهر استفاده می کرد، با حسن نیتی شدید و استفاده ی مناسبی از دستور زبان خوب بود. دل هوشمندانه و قابل توجه است و کمی از سوءتفاهم از سن جوانی است. او با پدر و مادرش و برادرش اوون در انتهای جاده Flats در حومه شهر Jubilee زندگی می کند. مادرش دچار بیماری در جاده فلتس زندگی می کند و در نهایت به جشن می رود، تنها برای کشف این موضوع، او را نیز مناسب نمی گذارد. دل، به عنوان یک کودک، آگاه است که مادرش با مردم جبلی مخلوط نمیشود و او نمیخواهد. دله مادر زن هوشمند، خلاق و جاه طلب است که به ایده ها و آموزش ها اعتقاد دارد. او همچنین می تواند سخن گفته و خاموش باشد. دل عمو السپت و اونیتی گریس، خواهرهای پدرش، از مادرش در مقابل دل دلخور میشوند و از مادرش انتقاد می کنند. دل همیشه نمی فهمد که آنها چه می گویند اما او می گوید که چه چیزی می گویند. دلش می داند که مادرش به نظرش بهتر از آنهاست و دلز تامان مادرش را برای آن نجیب می کند. دلم تنگ شده و از مادرش ناراحتم. او می خواهد با مردم این شهر جا بیافتد. او می خواهد که عمه هایش همچنان او را دوست داشته باشند و از او دعوت کنند. دلم نمیخواد مثل مادرش باشم آیا مادر شما این روزها در حال رفتن است؟ آنها از من میپرسند، و من میگویم نه، آه نه، او خیلی بیشتر از آنکه بیرون بیاید، اما من می دانستم که می دانستم دروغ می گویم. @ وقت زیادی برای اتو کردن ندارید، ممکن است با تمسخر آمیز، آستین بلوز من را بررسی کنند. @ وقت زیادی برای اتو کردن وجود ندارد، وقتی که او باید در جاده ها بیفتد @ من احساس می کنم که وزن مادران من بی نظیر است، چیزی پوچ و شرم آور در مورد ...

مشاهده لینک اصلی
من واقعا از این کتاب لذت بردم. این به دنبال دوران کودکی و نوجوانی دختر کانادایی دل اردن، هر فصل به عنوان یک داستان کوتاه است. تنها کسی که من کاملا دوستش نداشتمChanges and Ceremonies @ بود، هر چند که ابتدا دوستی او با نائومی خوب بود.

مشاهده لینک اصلی
خواندن خارج از یک منطقه راحتی نمی تواند خیلی بیشتر در خارج از منطقه راحتی از آلیس مونروس زندگی دختران و زنان برای من بود. اما این یک مطالعه کامل برای اینکه چرا خواندن خارج از منطقه راحتی تقریبا همیشه یک چیز خوب است. این یک کتاب فوق العاده است و من آن را به طور گسترده ای خواندنی تعجب نکردم. آليس مونرو در سال جاری جایزه نوبل ادبیات را به دست آورد و از آنجايی كه در دو سال گذشته يافت شد، تمام این سالها با نگارش مجموعه داستان کوتاهی از دست رفته است)، من خجالت زده شدم که هرگز نتوانسته ام ملکه تازه داستان کوتاه را که نوشتۀ نابالغ را خوانده ام، بخوانم. با این که این اغلب به عنوان مونروز تنها رمان است، در واقع شامل یک گروه است از داستان کوتاه متصل شده با همان شخصیت، دللا، که در حال صحبت کردن در مورد رشد در یک شهر کوچک در روستای انتاریو در دهه 1940 و 1950 است. اینها بیشتر مربوط به داستان های آرام است و هیچ اتفاقی نیفتاده است. همسایه دلس پاسخی به آگهی در مقاله برای یک خانه دار، با او ازدواج می کند، و سپس او را ترک می کند. در مراسم تشییع جنازه، دللا زن را به چالش ذهنی متهم می کند که تلاش می کند تا او را برای دیدن بدنش بکشاند. دللا در یک نمایشگاه مدرسه شرکت می کند و اولین کارش را انجام می دهد. او یک تجربه بسیار عجیب و غریب با یک دوست پسر همسایه مادر خود دارد. و در نهایت، او اولین دوست پسر و تجربه جنسی خود را دارد. در مورد این داستان ها جالب ترین چیزها این است: - فراتر از مونورس، که البته به وضوح درخشان و آسان است و لذت بخش است - \"چگونه یک موضوع معرفی شده در یک داستان قبلی به تمرکز مرکزی بعدی تبدیل می شود. داستان ها در ترتیب زمانی هستند، اما به نظر می رسد واضح تر است که آنها در یک پیشرفت موضوعی، که مهم تر از زمان بندی است، مرتب شده اند. به عنوان مثال، دل دارای مبارزه ابتدایی جوانان است با آنچه مرگ است و اگر یک زندگی پس از مرگ داشته باشد. سپس، داستان بعدی تنها به Dels @ quest @ متمرکز می شود تا دین را درک کند. در یکی از جالب ترین لحظات در کتاب، او به خدا دعا می کند تا او را از کلاس دوختن به عنوان نشانه ای از وجود او بیابد. اما پس از آن او این حماقت را در اینجا درک می کند: @ و مطمئنا این خیلی دشوار بود، و نه آشکار بود که خداوند با چنین درخواست بی اهمیت به سرعت خود را مورد توجه قرار دهد؟ تقریبا به نظر می رسید که او نشان می داد. من می خواستم او را به یک راه اسرار آمیز تر حرکت کنم. بعدا، زمانی که مرد مسن تر عمل جنسی را در مقابل او انجام می دهد (که منحرف است و این نادرست است)، داستان بعدی درباره اولین رابطه اش می گوید و او می کوشد با عادت جنسی عادت کنید - آنچه که هست. در بعضی موارد، یک مبارزه قدرت است. SEX به نظر من همه تسلیم شد - نه زنان به مرد اما افراد به بدن، عمل ایمان خالص، آزادی در فروتنی. من در این مفاهیم، ​​اکتشافها، مانند اعدام در آب آشامیدنی روشن و گرم و غیر قابل تحمل، تمام شب را بشویم. @ مرد، چقدر خوب است ؟! بنابراین، بله، من برای اولین بار خواندن مونرو را واقعا دوست داشتم. پیشنهاد شده است که این یک زن @، پسر عموی کانادایی جادوگر در چاودار، @ و آن را درست در علامت به من احساس می کند. بنابراین اگر شما هرگز مونرو را بخوانید، این است که، واقعا یک مکان عالی برای شروع است. من هیجان زده به حرکت به برخی از مجموعه های دیگر خود را در حال حاضر!

مشاهده لینک اصلی
هر یک از این فصل ها می تواند به تنهایی به عنوان یک داستان کوتاه به طور کامل شناخته شده و متناقض باقی بماند. ابتدا این کتاب را به نظر غیرعلمی تبدیل کرد، اما همانطور که در ادامه می خواندم، خیلی خوب کار کرد. عنوان، همچنین عنوان یکی از فصل ها، کتاب را واقعا خلاصه می کند. با دل به عنوان یک دختر جوان زندگی می کند که در حومه وحشی شهر در جاده فلتس زندگی می کند، جایی که پدرش یک مزرعه روباه نقره ای دارد و مادرش به نظر می رسد فکری ناخوشایند است. در ابتدا تعاملات او با مادر، پدر، برادر کوچکتر او است، و کارشناسی کار استخدام مردی که در آن زندگی می کند. او دو خواهر قدیمی تر دارد که در شهر زندگی می کنند. همانطور که دل رشد می کند، او شروع به صرف زمان بیشتری در شهر می کند، ابتدا با عمه اش، و سپس در یک اجاره مادرش طول می کشد، حداقل در ابتدا، بازگشت به خانه در آخر هفته ها. دل روشن و قابل توجه است، و چیزی را در آنچه که در اطراف او اتفاق می افتد از دست نمی دهد، حداقل چیزهایی که او را مورد توجه قرار می دهد. همانطور که او به سمت زن بودن حرکت می کند، ما شاهد اولین شواهدش در خشونت ها هستیم، ترس او از قرار گرفتن در قاعدگی، اولین دوستی او با شناختن نائومی، تعامل وحشتناک با یکی از سرپرستان، جلسات فانتزی با پسران، حتی مطمئن نیست که او دوست دارد، اولین جنسیت و سپس در حال انجام، رابطه شاد. بله، او در عشق می افتد. یک قطعه از این کتاب مطمئنا در مورد آن چیزی است که باید یک دختر باشد، چه چیزی بدان معنی است که به سمت یک زن بماند. و دل یک دختر بسیار روشن است که برای بورس تحصیلی تحصیل کرده است. بنابراین درهم آمیختن عشق با جاه طلبی وجود دارد و چگونگی دستیابی به دیگران. هنگامی که دل به سمت شهر می رود، او کمی متمدن تر می شود، گرچه نه به عنوان بسیاری از دختران دیگر. از سوی دیگر، خانواده خانه برگشت به جاده Flats، کثیف تر و وحشی تر می شود. با تنها پدر، برادر و مرد آنجا استخدام شده است، آن غیر قابل تحسین و غیر زنانه است. حتی سگ خانواده قدیمی هم شروع به کشتن گوسفند می کند، مثل اینکه حتی به عقب رانده شده است. اما زنان در شهر شاید کمتر از آنچه که به نظر می رسد، کمتر باشند. قورباغه، یکی دیگر از اعضای خانواده، یک دختر خوب است که نمی خواهد آرام شود. حاملگی های ناخواسته وجود دارند که یکی از آن ها منجر به رسوایی دختران و خروج از شهر می شود که باعث می شود که ازدواج سریع و به ظاهر دوست نباشد. دو زن شایع هستند که خود را در رودخانه غرق کرده اند. همه چیز خوب نیست، و دل همه را در داستان روایت اول شخص خود گزارش می دهد. قسمت دیگر این کتاب مربوط به ایمان، مذهب و معنویت است که همه آنها در طول کتاب به وقوع می پیوندند و در نقطه عطفی در داستان نقش دارند. دله مادر کاملا افسانه است، در حالی که دل در مورد کلیسایی که هرگز به آن نرسیده است، کنجکاو است. در حالی که دل @ tries در @ ایمان و نماز، اتفاق می افتد که خواستار قدرت دعا، و تبدیل و یا انواع. یک خط عالی از کتاب: @ دیدن کسی اعتماد دارد، نزدیک است، آسان تر از دیدن کسی است که یک انگشت را رها کردن. بنابراین بله، من واقعا دوست دارم این کتاب بخشی از کمپین مداوم من برای خواندن تمام کارهای Munros در سفارش. حتی در این کتاب اولیه، Shes کاملا یک استاد است. به هر حال، این در سال 1971 منتشر شد و به نظر می رسد برای من بی حد و حصر است.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب سرنوشت زنان و دختران


#ادبیات کانادا - #جایزه نوبل ادبیات - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #داستان درام - #دهه 1970 میلادی - #داستان کوتاه -
#انتشارات بوتیمار - #آلیس مونرو - #مریم عروجی
کتاب های مرتبط با - کتاب سرنوشت زنان و دختران


 کتاب ویلای دلگیر
 کتاب تابستان پیش از تاریکی
 کتاب انتخاب سوفی
 کتاب حضرت والا
 کتاب وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود
 کتاب مرد-اسب